ای به اکبر کرده همدوشی علی

ای به اکبر کرده همدوشی علی

برده سر در جیب خاموشی علی

تو مسیح عترتی وز مرتبت

کرده با قرآن هم آغوشی علی

حجت کبرائی و گردون ندید

کودک و اینسان خدا جوشی علی

اصغرم قنداقه ات شد غرق خون

زود بودت این کفن پوشی علی

چون تو سربازی دگر نائل نشد

بر سر دوشم به سردوشی علی

رهت به طشت، چو افتاد یاد ما هم باش

اگر چه پیش سر تو مقیم خواهم شد

نوشته اند که قبرم به روی سینه ی توست

نوشته اند به سینا کلیم خواهم شد

اگر چه ناز ندارم پس از وفات ولی

مرا ببوس که من هم یتیم خواهم شد

شاعر: محمد سهرابی
نوع شعر: غزل

پاسخ دهید