بیا به علقمه دریاب تکسوارت را

بیا به علقمه دریاب تکسوارت را
به خاک بنگر علمدار کارزارت را
تو ایستاده و من پیش پات نقش زمین
مگیر از من بی دست این جسارت را
مرا ببخش چو خواندم برادرت آقا
به امر مادرتان گفتم آن عبارت را
بگیر لاله چشمم که خوب بنگرمت
بده دوباره به من فرصت زیارت را
خجل ز روی ربابم، مرا مبر خیمه
چگونه بنگرم اطفال بیقرارت را
سه شعبه ای که زده حرمله به دیده من
به آن دوباره نشان کرده شیرخوارت را
صدای هلهله ها تا رسید فهمیدم
یقین به خنده کشیدند انکسارت را
سریع تر برو که این نگاه های حریص
شروع کرده به سمت خیام غارت را

شاعر: بیابانی
نوع شعر: غزل

پاسخ دهید