تمام غصه ام این است، پشت پا بخوری

تمام غصه ام این است، پشت پا بخوری
تو هم شبیه خودم نیزه بی هوا بخوری
خدا کند که به فرقم نظر نیندازی
هراس دارم از این عمق زخم جا بخوری!
عزیز فاطمه مدیون زینبت کردم
اگر که ثانیه ای غصه ی مرا بخوری
شبیه من جگرت آب می شود وقتی
به زیر تیغ و سنان حرص خیمه را بخوری
خلاصه عرض کنم حرف تیرها این است
قرار نیست که از آب کربلا بخوری!

شاعر: وحید قاسمی
نوع شعر: غزل

پاسخ دهید