دلشوره ام ببین، جگرم را نگاه کن

دلشوره ام ببین، جگرم را نگاه کن
چشمی گشا و چشم ترم را نگاه کن
بادی وزید و خاک نشانده به معجرم
آری ! وجود شعله ورم را نگاه کن
خاک است و سنگ و گودی و گودال و تل خاک
اینجا کجاست ؟ دور و برم را نگاه کن
نخلی نبود ، هرچه که دیدم سوار بود
نامحرمان ببین و حرم را نگاه کن
مائیم و تیغ و دشنه و این نیزه دارها
جان رباب ، پشت سرم را نگاه کن
با دختران پس از تو اسیر حرامی ام
او حرمله است ، همسفرم را نگاه کن
با من بیا دوباره بخوانیم وان یکاد
ابرو کمانی قمرم را نگاه کن

ای وای از فراق تو و چند روز بعد
از شام بی کسی من و چند روز بعد

امروز محرمان حرم سایه ی سرم
شام دهم زمان نفس های آخرم
امروز محملم وسط غیرت حرم
ده روز بعد همره قاتل مسافرم
امروز با دو صد صلوات آمدم ولی
ده روز بعد درد به همراه می برم
امروز آورد علی اکبر به خیمه ام
روز دهم به خیمه علی را می آورم
امروز سایه سار سرم قامت تو است
ده روز بعد رأس به نی سایه ی سرم
امروز زانوان محارم رکاب من
ده روز بعد خیل حرامی برابرم
امروز خنده بر لب طفل رباب لیک
روز دهم ترک روی لب های اصغرم
امروز بر لبان ابوالفضل «سیدی» است
روز دهم ، صدای « کجایی برادرم»
امروز خیمه ها و من و عزت و وقار
روز دهم من و الم آتش و حرم
امروز بین حلقه ی شیران هاشمی
روز دهم به حلقه ی زنجیر پیکرم
امروز دخترت سر دوش عمو ولی
روز دهم به گریه که عمه ! گل سرم؟
امروز روی شانه ی من سر گذاشتی
روز دهم سرت روی زانوی مادرم
امروز را که پرده نشینیم در خیام
روز دهم صدای حرم «وای معجرم»

شاعر:
نوع شعر: غزل
دسته‌ها: اشعار. موضوعات: ورود کربلا و کربلا.

پاسخ دهید