مقتل حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

شهادت حضرت قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام

نوشته شیخ حسین انصاریان

شخصیت و عظمت و نحوه شهادت حضرت عباس ابن علی قمر بنی هاشم علیه السلام را کتاب شریف ارشاد، بحارالأنوار، فرسان الهیجاء، پیشوای شهیدان، مقتل الحسین مقرّم، معالی السبطین، کبریت احمر بیرجندی، اعیان الشیعه و منتهی الآمال و وقعه الطف ابومخنف و منتخب طریحی نقل کرده­اند.

امیرالمؤمنین(ع) به برادر خویش عقیل که آگاه به انساب عرب بود فرمود: «اُریدُ مِنکَ أن تَخطِبَ لی إمرَآهً مِن ذَوِی البُیوتِ وَ الحَسبِ وَ النَّسَبِ وَ الشُّجاعَه»[۱] علاقه دارم زنی را برای من خواستگاری کنی، خانواده دار، دارای حسب و نسب و شجاعت باشد، «لِکَی اُصیبَ مِنها وُلدا» فرزندانی از او برای من به عمل بیاید، «یَکونُ شجاعاً عضُدا» که شجاع و قوی باشند، «یَنصُرَ وَلَدیَ الحُسَین» که فرزندم حسین را یاری کنند. «لِیُواسیهِ لِنَفسِهِ فی طَفِّ کَربلا» که عقیل حضرت فاطمه‌ی کلابیّه ملقب به امّ البنین را برای حضرت(ع) خواستگاری کردند. چهار پسر برای امیرالمؤمنین آورد.

قمر بنی هاشم، عبدالله، جعفر، عثمان.

وقتی قمر بنی هاشم، دیدند اکثر یاران شهید شده‌اند، به برادرشان فرمودند: «یا بَنی اُمِّی» فرزندان مادرم، «تُقَدِّموا» جلو بیفتید، که من شما را ببینم که برای خدا و پیغمبرشان خیرخواهی کردید. شما که فرزندی ندارید، خیلی جوانید، «تُقَدِّموا بِنَفسی أنتُم» بشتابید جان من فدای شما باد. «فَحاموا عن سَیِّدَکُم حَتِّی تَموتوا دونَه» از آقای خودتان دفاع کنید تا جایی که در پیش روی او شهید شوید. همه با کمال میل رفتند و شهید شدند. درباره‌ی مقام عباس(ع) نوشته‌اند:

«کانَ فاضِلاً عالِماً عابِداً زاهِداً فَقیهاً تَقیّاً» او فاضل بود و عالم بود، بنده‌ی واقعی خدا بود، اهل زهد بود، دین شناس و پرهیزگار بود. از القاب او قمر بنی هاشم است، که نوشته اند به خاطر چهره‌ی نورانی و معنویتی که از سه خورشیدی چون امیرالمؤمنین و حسن و حسین: داشت، به او قمر بنی هاشم می­گویند. باب الحوائج، از القاب اوست. چون هر کسی مشکلی دارد به او متوسل می‌شود، مشکلش آسان می شود.

شهید، عبد صالح، سقّا، المستجار، قاعد الجیش، الحامی، المصفی و الضیغم، از القاب اوست.

صدوق در کتاب خصال از زین العابدین(ع) نقل می‌کند که فرمود: «رَحِمَ الله أمّیَ العَبّاس فَلَقَ