گریه ها حلقه شده پا به رکابش کردند

گریه ها حلقه شده پا به رکابش کردند

دست ها چنگ زنان مرد ربابش کردند

مادر تشنه ی شش ماهه خود اقیانوس است

ربّ آب است بدین جلوه ربابش کردند

بی زره آمده از بس که شجاعت دارد

کس حریفش نشد و زود جوابش کردند

تیر مردافکن، بر طفلک شش ماهه زدند

یعنی اندازه ی عباس حسابش کردند

زودرس بود بزرگ همه ی قوم شدن

چون خدا خواست بدین شیوه حسابش کردند

سر شب شیر نمی خورد و نمی خفت علی

این که خوابیده گمانش که عتابش کردند

شور چشم تر او داشت اثر می بخشید

کوفیان هلهله کردند و خرابش کردند

بعد از این خاک سر هر چه ثواب است،که قوم

هر چه کردند به شه بهر ثوابش کردند

نخریدند دل سوخته ی سلطان را

لیک اصغر جگری داشت که خوابش کردند

شاعر: محمدسهرابی
نوع شعر: غزل

پاسخ دهید