ید موسی و مسیحائی عیسی دارد

ید موسی و مسیحائی عیسی دارد
نفس تیغ کفش معجز احیاء دارد
حسنی زاده ولی ابن حسینش گویند
این حسینی حسنی رزم تماشا دارد
ضربه ای می زند و هیمنه ها می شکند
” قاسم ” بن الحسن اسمی که مسمی دارد
این پسر آینه حُسن حسن بود و شکست
پس حسن در همه کرب و بلا جا دارد
عسل سرخ ز کنج لب او می ریزد
لعل شیرین و لب و شور معما دارد
تاک بود و به مصاف تبر و داس که رفت
سرو برگشت ، قدی هم قد آقا دارد
صورت و سینه تو …، پهلو و بازوی علی…
چقـَـدَر کرب و بلا حضرت زهرا دارد

شاعر: یاسر حوتی
نوع شعر: غزل

پاسخ دهید